به افتخار بچه‌های زیر پونز

زیر نظر قرارگاه شهیدچمران

به افتخار بچه‌های زیر پونز

زیر نظر قرارگاه شهیدچمران

بایگانی

۴ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

بازگشت انقلاب به اروپا

⁦✍️⁩ دیمیتریس کونستانت کوپولوس

مردم فرانسه که چندین دهه را به امید بیهوده برای اندکی بهبودی در شرایط خود از طریق روندهای انتخاباتی و رفراندوم سپری کرده اند، اکنون به فاز بسیج مستقیم، پویا و توده ای مردم روی آورده اند.

آنچه که امروز در فرانسه جریان دارد یکی از مهم ترین تحولات سیاسی قاره اروپا از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در حدود سی سال پیش به شمار می رود.

این یکی از رادیکال ترین، ژرف ترین و پویاترین چالش های فراروی سرمایه داری مدرن اروپایی طی چندین دهه است، هم از نظر روش - به شکل مستقیم، همراه با بسیج مردمی، از درون «توده ها»، ورود تاثیرگذار آنها به مرحله ای تاریخ- و هم از نظر ژرفای این جنبش  و مطالباتی که مستقیما رژیم سیاسی و تلویحا اما به روشنی رژیم اجتماعی را به پرسش گرفته است. به خصوص آنکه این جنبش محدود به پایتخت نمانده و کاملا در سطح فرانسه منتشر شده است.

اگر بخواهیم  یک جنبش انقلابی را در اروپا پیدا کنیم که از نظر گستردگی و ژرفا به جنبش جلیقه زردها شباهت داشته باشد، احتمالا باید به دوره سال های 75- 1965 یا حداکثر تا 1985 نگاه کنیم.

برای این کار باید به اعتصابات انقلابی بزرگ در فرانسه و ایتالیا (1969- 1968) «بهار پراگ» (1968)،  انقلاب  میخک در پرتغال (1975- 1974) انقلاب همبستگی درلهستان (1981- 1979) و شاید به میزانی کمتر اما  طولانی به اعتصاب شبه نظامی معدنکاران بریتانیایی (85- 1984) بازگردیم.

همه این ها جنبش هایی هستند که با وجود تفاوت های بین آنها، هر یک به شیوه خود نحوه برداشت ما از جهان را عمیقا تغییر داده اند. مشخصه همگی آنها همان شکل مستقیم اقدام است، با میلیون ها مردم ساده ای که مستقیم در آنها مشارکت کرده اند و با این واقعیت که همه آنها بنیان های نظام اقتصادی و اجتماعی و سیستم سیاسی را در کشورهای خود به پرسش گرفته اند. تمام این جنبش ها بدون استثنا به شکلی با مطالبات دمکراتیزه کردن جامعه، مشارکت مستقیم و خود اداره گر مردم همراه بوده اند.

روند این جنبش ها بعدا  در نتیجه تسلیم سوسیالیست های میترانی، پیروزی نئولیبرالیسم در اروپای سرمایه داری،  فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و «ضد انقلاب ها» در اروپای شرقی  متوقف شد: ضد انقلاب هایی که هر چند از دل شعارهای «دمکراتیک» بیرون آمدند به هیچ جا منتهی نشدند، بلکه صرفا قدرت اقتصادی و سیاسی  از «بروکراسی های سوسیالیستی» به نخبگان تمامیت گرا، الیگارشی و گاه به روشنی مافیایی که خود را به کسوت دولت های دمکراتیک در آورده اند - «داروینیست های سوسیال» در خدمت سرمایه بین المللی و ایالات متحده آمریکا- دست به دست شده اند.

اکنون به نظر می رسد که جنبش جلیقه زردها در حال ادامه دادن راه خود از جایی هستند که جنبش های اروپایی سال های 85- 1965 مطالبات بنیادین و محوری خود را وانهادند. کسانی که  تلاش دارند همان کار را در واکنش به یک سیاست نابودی نظام مند جامعه فرانسه و حتی بیشتر از آن طبقات فرودست و فقیرتر آن انجام دهند.

آنها در بستر شرایط امروز اروپا و جهانی این کار را انجام می دهند که هم از لحاظ «ذهنی» و هم «عینی» تفاوت های عمده ای با شرایط آن دوران دارد.

  • پونز

مسئله‌ی صدور انقلاب

🔻ما با کسى جنگى نداریم. باید با تبلیغات صحیح، اسلام را آن گونه که هست، به دنیا معرفى نمایید.[1]

🔻مایی که می‌خواهیم اسلام در همه‌جا باشد و می‌ خواهیم اسلام صادر بشود، ما که نمی‌گوییم که می‌خواهیم با سرنیزه صادر بکنیم؛ ما می‌خواهیم با دعوت، با دعوت به همه‌جا اسلام را صادر کنیم.[2]

🔻ما این که می‌گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنى غلط را از او برداشت نکنند که ما می‌خواهیم کشورگشایى کنیم. ما همه کشورهاى مسلمین را از خودمان می‌دانیم. همه کشورها باید در محل خودشان باشند.

معنى صدور انقلاب ما این است که همه ملت ها بیدار بشوند و همه دولت ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتارى که دارند و از این تحت سلطه بودنى که هستند و از این که همه مخازن آن ها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگى می‌کنند نجات بدهد.[3]

🔻ما هرگز نمی‌خواهیم ارزش‌هاى اسلامى را بر غرب تحمیل کنیم. نه بر غرب و نه بر شرق، بر هیچ کس و هیچ جا اسلام تحمیل نمی‌شود. اسلام با تحمیل مخالف است. اسلام مکتب تحمیل نیست. اسلام آزادى را به تمام ابعادش ترویج کرده است. ما فقط اسلام را ارائه مىکنیم. هر کس خواست مىپذیرد و هر کس نخواست نمی‌پذیرد.[4]

📖 پانویس:

1. صحیفه امام، ج15، ص322.

2. همان، ج18، ص157.

3. همان، ج13، ص281.

4. همان، ج11، ص156.

  • پونز

نشانه‌های افول آمریکا

👈اگر در ۴۰ سال گذشته، مهم‌ترین منازعه جهانی را، بین انقلاب اسلامی و آمریکا بدانیم، آنگاه افق بسیار زیبایی برای آینده جهان، منطقه غرب آسیا و ملت ایران، قابل رؤیت خواهد بود. بر مبنای این روندهای قابل مطالعه، افول و زوال آمریکا قطعی و پدیدآیی قدرت‌های نوظهوری در جهان مانند جمهوری اسلامی ایران با پرچمداری ارزش‌های الهی همسو با فطرت بشری یک واقعیت است.

 دکتر یدالله جوانی:

«باید از افغانستان و عراق و کشورهای مشابه آنها، یک درس را گرفته باشیم و آن اینکه آمریکا، قدرت، امکانات و تفکر لازم برای برقرار کردن دموکراسی در کشورهای خاورمیانه را ندارد. حتی نمی‌تواند بحرانی مثل وضعیت موجود در سوریه را حل و فصل کند. کاری که ما باید انجام دهیم این است که نگذاریم به افرادی که برای‌مان مهم هستند، یا به خودمان آسیبی برسد. ما در جایگاهی نیستیم که بخواهیم نتیجه نهایی را دیکته کنیم.»

مطالب مهمِ صدر این نوشتار، از آنِ کسی است که نزدیک به سه دهه پیش، نظریه پایان تاریخ را مطرح کرد و به دلیل همین نظریه‌اش، شهرت جهانی یافت. فرانسیس فوکویاما، پژوهشگر و تاریخ‌نگار ژاپنی‌الاصل و تبعه آمریکایی است. وی دارای سابقه کار در اداره امنیت آمریکا و نیز تحلیلگر نظامی در مؤسسه «رند»، از مؤسسه‌های وابسته به پنتاگون است. او در سال ۱۹۸۹ میلادی با نگارش مقاله «پایان تاریخ و واپسین انسان»....

  • پونز

✍حسین قدیانی

🔻آقای آملی! لطفا زورتان را به همه‌ی روحانی‌ها برسانید!

 

🔹اگر قرار باشد قوه‌ی قضا مستند به یک شعار، این‌گونه فرض کند که طلبه‌ای قصد جان حسن روحانی را کرده و ذیل همین فرض، چند تایی از طلاب را بازداشت کند؛ بر مبنای همین فرض، خود حسن روحانی هم باید بازداشت شود! چرا که رئیس قوه‌ی مجریه، بارها و بارها با زبان تهدیدآمیز علیه منتقدان خود سخن گفته و حتی باری خواب جهنم- البته بخوانید بهشت!- هم برای جناح منتقد خود دیده است!

 

🔸لذا از کجا معلوم عوامل حسن روحانی و ذیل تهدیدات او، این بلا را بر سر طلبه‌ی مظلوم مشهدی «محمد تولایی» نیاورده باشند؟! قطعا اگر قوه‌ی قضا اقدام به بازداشت حسن روحانی نکند، این یعنی «تبعیض» آقای آملی! اگر بر مبنای یک شعار، می‌توان چند طلبه را در پی جان حسن روحانی دانست، حتما بر مبنای سخنان رئیس قوه‌ی مجریه، این احتمال هم مفروض است که دست حسن روحانی به خون طلبه‌ی مظلوم مشهدی «محمد تولایی» آغشته باشد! عاقبت، تو وقتی منتقد را حواله به آن دنیا می‌دهی، از کجا معلوم تهدیدت را عملی هم نکنی؟! قدرمسلم، مادام که قوه‌ی قضا، حسن روحانی را هم مثل آن چند طلبه بازداشت نکند، من حق دارم پیکر این طلبه‌ی مظلوم مشهدی را در حالت کما، علامت استیلای تبعیض بدانم در قوه‌ای که باید مجری عدالت باشد!

 

🔹حالا می‌فهمم چرا خمینی گفت؛ «اهل جهنم از بوی تعفن بعضی روحانی‌ها در عذاب‌اند»! نه! من سردار سپاه نیستم که بخواهم دست حسن روحانی را ببوسم! من سرباز آه مردمم و اگر بخواهم ببوسم، دست طلبه‌هایی را می‌بوسم که غریبانه دارند تقاص قصور و تقصیر روحانی‌های دیگر را پس می‌دهند!

 

🔸آقای آملی! اگر راست می‌گویید که هیچ خط قرمزی ندارید، حسن روحانی را هم بازداشت کنید! و الا اعتراف می‌کنم؛ هر چه تا کنون در مدح شما نوشته‌ام، سبب خشم خدا از این قلم خواهد شد! خدایا! مرا ببخش بابت حمایت‌های پیشینم از آیت‌الله آملی و قوه‌ی تحت امر ایشان، اگر عوض اجرای عدل و داد، در پی تبعیض باشند! که ظاهرا و مع‌الاسف همین گونه است! حضرت آقا! اجازه داریم که معطوف به این قوه‌ی قضا، هیچ امیدی به اجرای عدالت در نظام جمهوری اسلامی نداشته باشیم؟!

 

🔹به خدا در یأس کامل هستیم، با وجود این قوه! وقتی ناظر بر آن ادعاهایی که در مناظره مطرح شد، نه در دهان قالیباف می‌کوبد و نه در دهان روحانی، چه عدالتی؟! چه امیدی؟! چه ایمانی؟! چه انگیزه‌ای؟! اصلا گیرم من به فلان دولت‌زن، رسما گفته‌ام «آشغال»! این «۶ ماه حبس تعزیری» دارد؟! نکند «دیکتاتوری» است؟!

رونوشت: رهبر انقلاب

  • پونز