مسئولین برگزاری جشن، بچه را با یک ماشین مسئولین برگزاری جشن، بچه را با یک ماشین شارژی از بالای درخت می کشانند پایین!


همه در حال رقص و پایکوبی هستند و کسی نمی‌داند پشت صحنه چه خبر است؛ مسئولین برگزاری می‌خواهند که خواننده بهتر بخواند و گرمتر کند مجلس را...


از طرفی   ارسطو و رحمت مهما‌نان ساده را با نقشه‌ای جالب سرگرم رفتن مجانی به ترکیه می‌کنند


بچه وارد اتاق می‌شود و در از پشت قفل می‌گردد، حالا یک بچه‌ی بی‌دفاع داریم و یک ترامپ!


ترامپ آب نبات نشان می‌دهد و بچه را می‌برد سمت خودش...


بچه با «آب نبات» گول می‌خورد و نزدیک ترامپ می‌رود، حالا قیچی بیرون می‌آید تا بچه ختنه شود. (البته چاره‌ای جز تسلیم نداشت)


پشت درهای بسته بچه دارد ختنه می‌شود و جیغ می‌کشد اما صدای رقص و آواز آنقدر بلند است که هیچکس صدای ناله‌ی پسربچه‌ی بیچاره را نمی‌شنود!

 

ترامپ کار خودش را کرد، با اینکه روی پلاکاردش نوشته بود بدون درد و خونریزی، اما هم درد داشت هم خونریزی! کسی نفهمید که چه بلایی بر سر بچه آمد. همه سرگرم مسایل حاشیه‌ای که ارسطو و مسئولین جشن طراحی کرده بودند، هستند...


و چقدر این قصه آشناست...